15
اسفند
1400
هر روز قصه های کوتاهی به قلم کودکان برای قصه باف ارسال می شود. ما آنها را با شما عزیزان به اشتراک می گذاریم. شما هم می توانید قصه های خود را برای ما ارسال کنید.
قصه باف: مهنیا 8 ساله کلاس دوم دبستان _ یکی بود، یکی نبود. خرس کوچولو به یک جای کثیف دست زد و دستش را نشست.
خرس کوچولو میخواست با آن دستهای کثیفش عسل بخورد.

دوستش فیل کوچولو به او گفت" اگه میخواهی عسل بخوری اول باید دستهایت را با آب و صابون بشویی".
اما خرس کوچولو به حرف او گوش نکرد و عسل را با دستهای کثیفش خورد.
چند رو بعد خرس کوچولو بیمار شد و فهمید که هر وقت میخواهد چیزی بخورد اول دستهایش را بشورد.

الا –
اات